|

سلام
من نیلوفر هستم و17سال سن دارم ممنون از این که به من سر زدید دخترهای گل.
سلام سلام سلام سلام.![]()
خوبین دخمل های گل و پسرهای خل.![]()
حال و احوالتون چه جوره؟![]()
من خوبم.ممنون. می گم خوبم .ای بابا چرا حالیت نمی شه که خوبم؟![]()
هان؟
خیلی وقت بود آپ نکرده بودم آخه رفته بودیم مسافرت.![]()
این الهه دیوونه هم آنتی پسرش رو حذف کرده.
آخه چی بگم به تو دختر.عوضش یه وبلاگه کل کل بین دختر و پسرها
ساخته.منم عضوم .هر کی می خواد عضو بشه بره به این آدرس www.kal-kal2.blogfa.com
خوب به جمالم.![]()
رفتیم قوچان
.این قد هوا سرد بود که بدون لباس گرم
شب نمی تونستی پاتو در خونه بذاری.می یخیدی. اونجا خیلی به من خوش گذشت البته فقط اونجا.تو راه اصلا خوب نبود چون همه چیزهای مامان و بابام رو دل من و باربند بیچاره بود.بازم خدا را شکر که خواهر و برادر ندارم.اگه داشتم دیگه نور علی نور بود.این ها رو هم می ذاشتن رو دل من.
دوستای قوچانی مون همه باغی داشتن.سیب-انگور-بادوم-شلیل-هلو-زردآلو-چنار-گردو-آلو بخارا-و... .
از اونجا تا مشهد یه ساعت راهه. مشهد هم رفتیم.شهر پسران عقده ای
.شب ساعت ۱۰ حرکت کردیم و ساعت ۱۱ رسیدیم خونه. تا شام خوردیم و آماده شدیم بریم حرم شد ساعت ۱ بامداد. رفتیم حرم و زیارت کردیم و تا صبح اونجا بودیم. دم دم های اذان صبح بود که یهو علی(پسر دوستامون ۴
سالشه)گم شد.از همون ساعت تا ساعت ۸ صبح داشتیم دنبالش می گشتیم.پیدا نشد که نشد.ناامید از حرم رفتیم بیرون که یهو علی رو دیدیم که دستش تو دسته پلیسه و داره با سوت پلیس سوت می زنه.آدم دلش می خواست همون موقع بزندش که خون از تو دهنش در آد.مارو ۵ ساعت معطل کرده.
ساعت ۱۰ بود رسیدیم خونه تا ساعت ۱۱ وابیدیم. پاشدیم رفتیم الماس شرق و چند تا پارکه دیگه. ظهر ۲باره رفتیم حرم و شب رفتیم کوهستان پارک
.خلاصه 1 هفته اونجا بودیم.و برگشتیم.
بدبختی ها 2باره شروع شد.به هر حال گذشت.شب اول رفتیم گرگان و یه دختر
اونجا دیدم که کپ فاطیمای خودمون بود.همون موقع به فاطیما مسیج دادم و گفتم کجایی؟
گفت خونم.ظهر آخری هم رفتیم تخته جمشید و ساعت 2 دقیقن تو اوج گرما رفتیم بالا. یه 2 ساعتی بالا بودیم.
اینم از این.
حالا می خوام از اونهایی که کامنت گذاشتن تشکر کنم.اونهایی که گفتن آپیدیم و من نتونستم سر بزنم معذرت می خوام.
حالا واقعا این قدر کامنت ها زیاده که نمی تونم یه جا جوابشون بدم.خودتون ببخشید دیگه. اه
اینجا به همتون جواب می دم.به ترتیب.دعوا نکنید.
ناز پسر خوابشو ببینی من کامنت تکراری تو پاک کنم. هنوز هم خاطرات درخت توتت رو نخوندم. اگه وقتم اضاف اومد شاید اومد خوندم.
گوشی یه شاه هم که سوخته.به سلامتی.یه وقت خودت از این دوست دخترات نسوزی.مواضبه خودت باش.
این امینم که واقعا ترکونده با این کامنت هاش.یه خورده ازش یاد بگیرین بیشتر از همتون کامنت می ذاره.![]()
![]()
آپ ابراهیم
هم اگه وقتم اضاف اومد می خونم.
زی زی جونم خیلی آپ آخرت باحال بود.ممنون که خبر دادی.![]()
نازیلا رو هم که نمی شناسم.
محمد امین به خودتم گفتم.اینجا هم میگم اگه من جای تو بودم نیازی به جوک و مطالبه خنده دار نداشتم می رفتم جلو آینه وا می ستادو و هر هر می خندیدم.![]()
حمید خدا لعنت خودت کنه.چرا بد و بیرا می گی؟![]()
سیاه پوست هم جدته.
احسان مرگ هم نمی شناسم.
آلبکا هم نمی شناسم.
نیما به این که نمی شناسمت. ولی میگم "خخخخخخخ پیف تف تو خودت".حالا چرا مث خر ترسیدی و آدرسه وبتو نذاشتی؟
شامبولی هم نمی شناسم.
تو این همه نمی دونم چرا آرمان کامنت نذاشته بود.
خلاصه مممنون از همه.
خیلی مهربون نوشتم.
مگه نه؟
بای بای.
توصیه های کاربردی،مخصوص پسر هایی که زن گیرشون نمییاد:
نکته :این مورد را همه پسر ها بخونند چون شاملِ همه میشه.
1.اولین دختری
که به تورتون خورد ازش شماره بگیرند (ولی چون در این کار استعداد ندارید بهتره دور اینکار را خط ِقرمز بکشید)
2.اگه خواستید دختری را زیره نظر بگیرید (که بیخود کردی)
باید زیر چشمی طوری که متوجه شما نشه زیره نظرش بگیری...
کته:چون در این کار هم مثل مورد ِ(1)
..... ندارید ، بهتره عینک بزنید.
3.اگه دختری
را دیدید که تنها نشسته سَرِ صحبت را باهاش باز کنید
و به مورد ِ(1)
مراجعه کنید .
نکته: قبلش دورو بر تان را یه نگاهی بندازید چون ممکنه یه دفعه ای یه دست از عقب اون گردن ِنسبتاَ نحیفتان را بچلاند.![]()
.به هر دختری که رسیدید سلام کنید و خود را بچه مثبت نشون بدید![]()
ولی مواظب بعضی لنگه کفش ها باشید.
5.اگه خواستگاری هر دختری رفتید و جواب رَد شنیدید نااُمید نشوید خواستگاری یکی دیگه بروید گرچه بازم جوابِ رَد می شنوید.( پسر بايد پورو باشه)![]()
6.اگه یه دختری
را خیلی دوست دارید ولی به شما محل نمی ده، با یه دختره دیگه بیرون برید طوری که اون شما را ببینه .
نکته:که در این صورت نه تنها به شما دیگه محل نمی ده ،تا کفش هم نثارتان می کنه.
7.تا می توانید سن ازدواج را ببرید بالا چون دخترها،دختر ِنارنج و ترنج اند که ازآفتاب و سایه می رنجند.![]()
اگرچه ریسکش خیلی بالا است, ممکن دیگه کسی بهتون دختر نده،
چون ترشی هم تاریخ اِنقضا داره,تا یه حدی می توان تحملش کرد.![]()
نکته:در صورت موفّق نشدن در این مورد یه ظرف حتماً آماده کنید.
حتماً میپرسی برای چی
؟ خوب دیگه، برای ترشی.(ادم كه انقد خرفت نميشه)
8.اینقدر سرِ کوچه و خیابون ها کیشیک نکشید,که شاید شتر بخت رد بشه و شما بهش التماس
کنید که شاید در خونه شما هم بخوابه
نکته:ممکنه شتر بخت را با شتر
؟ اشتباه بگیرید واونم بخوابه و دیگه بلند نشه.که در این صورت(فاتحه مع صلوات)...
9.اگه دانشجو(یا سرباز) هستید,از خوردن غذاهای اونجا جداً خود داری کنید![]()
10.اگه قیافه نداری،اشکال نداره عوضش ماشین داری ...![]()
چی؟!!ماشین نداری... اشکال نداره عوضش خونه داری...
چی؟!!ماشین نداری... اشکال نداره عوضش خونه داری...
بازم چی؟!! خونه هم نداری...خوب مشکلی نیست چون کار
ِ،را که داری بعداً هم؛میشه خونه و ماشین خرید.
وای نگو که کار
هم نداری!!! ترشی هم که اُفتادی، پس بهتره بری یه جایی خودت را گمو گور کُنی.
11.یه توصیه : اگه قیافه نداری؛ نری... ابروهات را برداری،صورتت را تیغ بزنی، یکمی از لوازم آرایشی مامان جونت کش بری، همین جوری خوبی (فقط یکمی سرو وَعظت را درست کن).
12.اگه از دوست دختر و هم دانشجویی
به جایی نرسیدی چاره ای نداری جزء این که، بری سراغ همون دخترها فامیل...![]()
13.اگه از قبل سابقه ات خراب نباشد کارت زیاد هم مشکل نیست، ولی... شما که تو 7 آسمون یه ستاره هم ندارید کارتون خیلی مشکله اما من
کُمکتان میکنم :
تنها لطفی که میتونم بکنم اینه که هُلتون بدم، که در این صورت هم ممکنه از چاه در بیاند و بی یُفتید تو درّه (خوب عوضش از دست یکی از سیریش ها راحت می شیم).
14.اگه از هیچ کدوم از این ها به نتیجه نرسیدی حتماً مشکل از خودت است بهتره بری پیشه یه روانپزشک
اگه اون گفت مشکلی نداری!!! آخه... پس بد شانس هستی، برو خودت را دخیل کن به یکی از این امازاده ها شاید
حاجت بگیری(دیگه باقیش با خداست و ما هم دیگه دخالت نمی کنیم).

خوفین؟
خیلی وقت بود آپ نکرده بودم.
شما بی انصاف ها هم که یه کامنت نمی ذارین ها
.
از یه نفر هم خیلی ناراحتم . ولی به رو خودم نمی یارم.خودش می دونه کیه.داره میره
اینم یه مطلب جدید
حتما بخونینش خیلی باحال
تا حالا اقايي رو ديدين در حال فکر کردن باشه ؟ ؟؟؟من که هر وقت ديدم اين قدر خنديديم که انگار خنده دار ترين جک دنيا را برام گفتن.
بعضي از اقايون وقتي مي خوان فکر کنن دستشون رو ميگيرن به دو طرف صورتشون وهي دستاشون رو بالا پايين ميکنن مثل اين که دارن صورتشونو ميشورن طوريکه وقتي فکرشون تموم ميشه صورتشون پوست انداخته وبايد ۱۰۰۰۰ تا پماد خرجش کنن.
فوايد فکري در اقايان: *
به پوست اندازي ونظافتشان کمک ميکند. در روحيه و اخلاقشان بسيار موثر است باعث ساکت شدن انها ميشود براي اصلاح صورتشان مفيد است.
نتيجه گيري اخلاقي:*هر وقت احساس کرديد مردي احتياج به نظافت عمومي دارد به او سوژه اي براي فکر کردن بدهيد.
استدلال ثابت شده اين قضيه:*
اقايان زياد فکر ميکنن اما هيچ وقت نتيجه نمي گيرند از فکرشان . اقايان حرف زياد ميزنند ولي اهل عمل نيستند هيچ کدامشان
من کرجم![]()
خونه خالمینا
بعضی ها دارن مثبت میشن!
تبریک میگم .![]()
انشا ا... از این که هستی مثبت تر بشی ... .
می ریم سر اصل مطلب.(نه نمی خوام ازت خواستگاری کنم.دلت رو خوش نکن)
دیروزرفته بودم دکتر چشم پزشکی که چهار ماه پیش خالم نوبت گرفته بودم.
نشسته بودیم که یهو چشمم به دو تا پسر افتاد که زل زده بودن به من.![]()
گفتم الهی کور شین بیاین این مطب بشینین نه فقط عینکی شین.
حالا هر چی چشم غره میرم از رو نمیرن .
به خودم می گفتم"خدایا برم بزنمشون
تا قند تو دلم آب بشه"ولی حیف خیلی شلوغ بود.
رفتیم پیش دکتر.
پس از 10 مین معاینه کردن گفت چشم چپت بیست وپنج صدمه وچشم راستت نیمه .
خدایا بدبخت شدم .عینکی شدم. خاک بر سرم شد. من خودمو می کشم.
رفتیم طبقه پایین فرام هم انتخاب کردیم .![]()
شیشه هاشم طلایی یه.
حالا یه سوژه خوبی دست پسرخاله هام افتاده که مسخره ام کنن.![]()
کمکم کنین.
ترو خدا.
ـ با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ نپوشن!!!
ـ از کلاس پنجم دبستان سه تیغه نکنن و after shave نزنن!!!!
ـ جلوی مدرسه دخترانه نایستن و سیگار چاق نکنن!!!!!!!
ـ با دیدن یک فروند دختر جو زده نشده و تیکه جواتی بار نکنن!!!!!
ـ پس از ورود به دبیرستان سیگاری نشده و گوز گوز نکنن!!!!!
ـ پس از یافتن اولین پشم در بدن خود احساس مردانگی نکنن و به فکر ازدواج نیافتن!!!!!!
ـ در مقابل دختر ها احساس بامزه بودن نکنن و کسشعر نگن!!!!
ـ ادعای با معرفتی و با مرامی وخلاف سنگین نکنن!!!!!
ـ کت وشلوار صورتی با پیراهن زرد نپوشن و کروات قهوه ای نزنن!!
ـ در آن واحدبا N تا دختر رفیق نباشن و به هر N تاشون قول ازدواج ندن!!!!!!!
ـ از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینن و خوارومادر ماشین رو به گاء ندن!!!!!!!
ـ احساس خوش تیپی نکنن و خود را دختر کش ندونن!!!!!!
و از همه مهمتر : پس از خوندن این مطالب جنبه خود را نشون نداده و مرام و با حالی خود را اثبات نکنن!!!!!!
همه شما می دونید که من تو این وبلاگ دارم بر ضد پسرها حرف می زنم اون وقت بیش از ۹۹٪ از dunkyها پیشنهاد دوستی میدن ![]()
جالبه مگه نه

اینم یه واقعیت پنهان دیگه راجع به پسرا
خداوند زن را نمک آفرید تا مرد را از گندیدن نجات دهد
اینم یه مطلب خوب از دوست عزیز ومهربانم بهناز![]()
![]()
"اگه گفتید چرا خدا اول آدم را آفرید بعد حوا را ....... چون اول ما در چکنویس مینویسیم بعد توی پاکنویس

ين يک بيماري مسري در پسران است. اگر برادر و يا دوستپسر و يا پسر شما اين بيماري را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را مبتلا ميکند. پس براي جلوگيري از اين بيماري اگر کسي را مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد.
علايم اين بيماري:
1- گذاشتن ريشهاي نخ قيطوني.
2- طرز نگاه کردن به صورت عجيب غريب.
3- تکرار جملهي «هوش پسران بيش ازدختران است».
4- ايستادن زياد رو به روي آينه.
5- استفاده از جملاتي شبيه: «همين که گفتم»، «حرف من درسته»، «حرف مرد حرفه» و....
6- مخالفتهاي پي در پي.
7- پايين بردن شخصيت دختران براي تقويت روحيه.
8- خواندن اشعار پر محتوا از قبيل: «پسرا شيرن مثل شمشيرن». (دوپينگ)
9- روزي ۵۰ دفعه شنيدن «پسر پسر قند عسل» توسط مامان جون يا کاست ضبط شده توسط مامان جون.
10- خواندن کتابهايي از قبيل:
چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بريم؟
انرژي درماني
تقويت اراده در ۲۰ روز
من بهترينم
- الو سلام..ببخشيد...
- آقا اشتباه گرفتيد
- نه برادر شما اجازه بده سخن من منعقد بشه . من هنوز نگفتم ‘ب’ شما ميگي بفرمائيد گم شيد
- اِ …تو از كجا فهميدي؟
- از روزنامه پخش شد فهميدم.
- اسمت تو روزنامه بود؟
- آره
- پس دانشگاه قبول شدي
- آره . ولي اسمم رو به جاي غضنفر جهان پهلوان نوشتن رقيه پروانه دوست . چقدر كم سوادن. تو چي ؟ قبول شدي؟
- بعله كه قبول شدم ، منتهي 6 دفعه اس كه دارم اسامي رو مي خونم ولي اسمم رو هنوز پيدا نكردم
- راستي ساعت چنده ؟
- قابل شما رو نداره
- اختيار دارين
- نه نداريم.تموم كرديم...
- خدا رحمتتون كنه
- قربان شما.. لطف دارين
- بله داريم.. چند كيلو مي خواين؟
- ای بابا. دل خوش سیری چند! دلم خیلی تنگه
- چي جوري؟
- خب كاري نداره.. آب كه سر بالا بره قورباغه مرغ سحر ميخونه
- حالا كيلو چند هست؟
- چي ؟ مرغ سحر ؟
- نه بابا، بليت كنسرت قورباغه هه
- آخه مرد حسابي قوررباغه مگه پلنگه كه كنسرو داشته باشه!
- داشته باشه يا نداشته باشه مهم نيست . جهيزیه رو كي آورده كي برده ؟ من خودشو مي خوام.
- آخر نگفتي چنده ها
- چي ؟ بليت كنسرت قورباغه هه؟
- نه بابا، ساعتو ميگم
- عرض كردم كه متری ۲۰۰۰ تومنه
- چه خبره ؟ مگه قيطريه اس ؟
- نه قطره اي نيست . آبياري بارانيه
- هوا شناسي كه گفته بود آفتابيه
- خب آفتابيش رو هم داريم منتها براي شما ذره بيني مناسبتره
-برو بابا ديوونه...
- مگه من چمه …پسر به اين گلي.
- كجات گله ؟ فقط هيكلت مثل گلدون ميمونه. آخه ننه بابات با چي دلشونو خوش ميكنن
- با شامپو گلرنگ
- منو مسخره كردي ؟…يه كلام بگو شماره رو اشتباه گرفتي
- من ميخواستم بگم شماره رو اشتباه گاز گرفتي. شما مهلت ندادين...تو رو خدا يه هفته مهلت بدين
- نه نميشه همين فردا بايد تخليه كني و گرنه پاسبون مي آرم اسباب اثاثيه تون روميريزم تو كوچه. الانم ميخوام برم حرف خاصي نداري؟
- نه فقط وقتي گوشي رو ميذاري ، اون درم پشت سرت ببند.
3- چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند
4- اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم می کند
5- شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد
6- ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند
7- به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد
8- فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
نرخ اوراق بهادار رشد می کند
9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم
10- 2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند
1- فکري ندارند 2- کاری ندارند
11- در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست
12- اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت
خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد
13- آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد
14- یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
144 مرد در یک اتاق
15- برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
3 تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد
16- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
''کثیف'' و '' کثیف اما قابل پوشیدن''
17- تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و
یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند
18- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند ''تو خیلی نازی عزیزم''
19- یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها
20- شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند
21- چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری، جفت خود را می کشند؟
به این خاطر که می خواهند قبل از شروع خرخر جلوی آنرا بگیرند
22- چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند
23- آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد
24- رفتن به بار مجردها چه فرقی با رفتن به سیرک دارد؟
در سیرک كسي صحبت نمی کند
25- چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند
26- شما با مرد مجردی که تصور می کند بهترین هدیه خدا نصیب او شده چه می کنید؟
او را مبادله می کنیم
27- چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند
28- شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند
29- فرق یک شوهر جدید با یک هاپوي جدید در چیست؟
بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید
30- نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند
| |
|
آره.شک داري؟هدف آقا پسرا جلب رضايت شما دختر خانمهاست اين شعارو سرلوحه کارش قرار مي ده و مي ره بوتيک يه جعبه لوازم آرايش مي گيره صد و سي تومن . بار اول دوم چون بلد نيست زير ابرو برداره زير و بالا رو با هم برمي داره و اصلا ابرو نمي ذاره . ولي خوب از اونجا که "انسان جايزالخطاست" اونم اينقدر تمرين مي کنه تا کم کم ياد مي گيره. سفيد کننده مي زنه به چه سفيدي... ريمل مي زنه به چه سياهي... رژ مي زنه به چه قرمزي... مي شه مث کلاه قرمزي... موهاشو که دمب اسبي مي کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد مي کنه و مي ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموي اضافي سمت راستم حکايت داره . نماد خودشه و دختري که انشالا اونرو باهاش آشنا مي شه . عشقه ديگه...چه مي شه کرد ؟ يه زنجير طلا گردنش مي ندازه اونقدر پهن که آدمو ياد قلاده سگاي "ژرمن شپرد" مي ندازه . يه دستبند مي ندازه دستش که چنان جرينگ جرينگ مي کنه که آدمو ياد زنگوله "بزغاله هاي شبيه سازي شده به دست پژوهشگران توانمند ايراني" مي ندازه . بعد که کامل شد مي ره سر مسير وايميسه . واسه شروع کار سعي مي کنه مخ دختراي پنجم دبستاني و اول راهنمايي رو شيربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا مي گيره و مي ره سر مسير دبيرستانيا . اولش فقط با يکي دوست مي شه ولي کم کم مي فهمه هر چيزي يه زاپاس لازم داره ، پس مي ره دنبال يه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجايي که فکر مي کنه هر چيزي يه زاپاس مي خواد ، واسه زاپاسشم ميره دنبال زاپاس و... اگه قيافه داشته باشه (پسره رو مي گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور مي کنه براش خرج کنن . ولي واي به حال اون بيچاره بدقيافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پياده بشه... که ولش نکنن . مي گذره و مي گذره و مي گذره تا کم کم مي فهمه عاشق يکي از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خيلي حرفه اي تشريف داره شروع مي کنه به آمار گرفتن از دختره که مي بينه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هيچکس دوست نبوده . شروع مي کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همين يکي که عاشقشه بمونه . شروع مي کنه واسه دختره خريدن کادو ، هديه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسري... مي گذره تا اينکه يه روز زنگ مي زنه گوشي "خانم بچه ها" مي بينه "حاج خانم" جواب نمي ده . چن روزي زنگ مرتب زنگ مي زنه و جواب نمي گيره . بخاطر دوري و بي خبري از عشقش مريض مي شه . مي برنش بيمارستان... که مي فهمن بله... آقا ايدز داره . وقتي از بيمارستان مياد بيرون نتيجه گيريش از اتفاقات گذشته اينه : يه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مريضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اينجوري مي نويسه : دخترا رو عاشق خودم مي کنم ، خرشون مي کنم ، مريضشون مي کنم ، بدبختشون مي کنم ، ولشون مي کنم |
| |
|
اگرپسري بر ضد دخترها حرفي زد بدونيد ازهمه بيشتر دنبال دخترهاست و براشون له له ميزنه!! حکايتش حکايت همون گربه هست که دستش به گوشت نميرسيد مي گفت پيف پيف بو مي ده! تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند ! تا حالا هر چي التماس کرده دختراي ناز ايروني که سهله يه وزغ ماده هم تحويلشون نگرفته!! توي دانشگاه نمره هاي ماکزيمم دخترا رو ديده و براي اينکه کسي نفهمه آي کيوش در حد کلوخه مجبوره بشينه براي دخترا حرف در بياره تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تميزي و خوشتيپي خواهرش مدام زدند تو سرش از اينکه با صد نوع مدل موي مختلف و خط ريشاي عجيب غريب نميتونه قيافه مثل اژدهاشويه کم شبيه آدما بکنه به دختراي ايروني که با آرايش زيباتر ميشند حسودي مي کنه مي بينه يک نفر تو دنيا پيدا نميشه که فقط يه بار منتشو بکشه و بايد يه عمر ناز کش باشه مي بينه خيلي از مردا و پسراي اطرافش (وحتي خودش) حاضرند با اشاره يه خانم همه چي شونو فدا کنند اون وقته که يه جاش به شدت ميسوزه |
حقوق اين وبلاگ محفوظ است و كپي از آن تنها با ذكر نام مجاز مي باشد |